محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

368

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود . گويند طهماسب در ايام پادشاهى منوچهر هنگامى كه براى جنگ فراسياب در حدود تركان مقيم بود خيانتى كرده بود و شاه بر او خشم آورده بود و آهنگ قتل وى داشت ، بزرگان مملكت دربارهء عفو وى با شاه سخن كردند و دادگرى منوچهر چنان بود كه وقتى كسى به گناهى سزاوار كيفر مىشد بزرگ و حقير و دور و نزديك را برابر مىگرفت ، و تقاضاى آنها را نپذيرفت و گفت : « اين مايهء سستى دين است ولى اگر اصرار داريد بايد ديگر در مملكت من نماند » و او را از قلمرو خويش براند كه سوى كشور تركان رفت و در قلمرو وامن اقامت گرفت . و چنان بود كه دختر وامن در قصر به زندان بود زيرا منجمان گفته بودند كه وى پسرى بيارد كه وامن را بكشد و طهماسب حيله كرد و دختر را كه از وى بار گرفته بود و آبستن « زو » بود از قصر برون آورد . پس از آن چون مدت كيفر طهماسب به سر رسيد ، منوچهر به دو اجازه داد سوى خنارث ، مملكت پارسيان ، باز گردد و او ، مادول دختر وامن را به حيله از كشور تركان به مملكت پارسيان آورد و همين كه مادول به كشور ايرانكرد رسيد زو را بياورد . گويند : زو ، در اثناى پيكارها كه با تركان داشت وامن پدر بزرگ خويش را بكشت و فراسياب را پس از جنگها كه با وى داشت از مملكت پارسيان به ديار تركان راند و تسلط فراسياب بر اقليم بابل و مردم پارسى از هنگام مرگ منوچهر تا وقتى كه بوسيلهء زو پسر طهماسب به تركستان رانده شد دوازده سال بود . گويند : زو ، د اثناى پيكارها كه با تركان داشت وامن پدر بزرگ خويش را بكشت و فراسياب را پس از جنگها كه با وى داشت از مملكت پارسيان به ديار تركان راند و تسلط فراسياب بر اقليم بابل و مردم پارسى از هنگام مرگ منوچهر تا وقتى كه بوسيله زو پسر طهماسب به تركستان رانده شد دوازده سال بود . گويند : بيرون راندن فراسياب از مملكت پارسيان به روز ابان در ماه ابان بود و عجم اين روز را عيد گرفتند كه از شر و ستم فراسياب رسته بودند ، و آن را پس از نوروز و مهرگان عيد سوم كردند . زو ، پادشاهى پسنديده راى و رعيت نواز بود و بفرمود تا همهء تباهىها را كه فراسياب در كشور خنارث و قلمرو بابل كرده بود به اصلاح آرند و قلعه هاى ويران